بعضی وقتها دوست دارم

وقتی بغضم میگیره

خدا بیاد پایین و اشکامو پاک کنه

دستمو بگیره و بگه :

آدمها اذیتت میکنن؟؟؟!!!!زندگی پیچیدس ؟؟؟!!!!

بیا بریم......

      

 

مسخره است ...آره......چون خدا هیچ وقت همچین کاری نمیکنه

 .

.

.

یه مدت میخوام ول کنم این زندگی رو

میخوام واسه چن وقت آتش بس درست کنم

بذارم کنار غم و غصه رو

چشمامو رو اون چیزی که میخوام ببندم

یه مدت با هیچی ...با هیشکی نخندم

یه کم فرصت واستراحت میخوام

یه شب خواب شیرین و راحت میخوام ...واقعا خواب شیرین که قبل و بعد خواب غم و ناراحتی باهام نباشه

میخوام یه مدت جداشم از این زندگی

    

همه میدونن که حال و روز خوبی ندارم ....باید بگم اون چیزی که بابتش این هم سخت تلاش کردم (همون که گفته بودم تو مرداد معلوم میشه) نشد

به بن بست رسیدم ...یه جورایی به ته خط ...گاهی وقتا  دلم یه خواب شیرین و عمیق میخواد

اخه چرا ؟؟؟؟ هر جوری فک میکنم و سبک و سنگین میکنم بازم میرسم به اینکه چرا نشد؟؟؟

این روزا تنها سوالی که ازم میپرسن:آخه چرا؟؟؟!!!تو که کم نذاشتی!!!! ....چرا آخرش بدشد؟؟؟!!!

حالا خودم کم از تو میکشم ملت هم این مدلی بهم روحیه میدن

گاهی وقتا به خودم میگم عیب نداره این بار یه جور دیگه شروع میکنم .... گاهی هم میگم نه ولش کن بازم نمیشه و دوباره میرسی به این که چرا نشد یا اگه شد چرا اون طور که برنامه ریزی کردم نشد

نمیدونم ....واقعا نمیدونم  باید چیکار کنم ...فقط اینو میدونم که باید واسه یه مدت اتش بس درست کنم تا خستگی این همه سختی که با جون و دل تحمل میکردم یه کم از تن و روحم بره بیرون

باشه خدا....این روزا  رو هیچ وقت از یاد نمیبرم

و میدونم که یکروز میفهمی که خیلی دوستت دارم ....

و آنوقت با خودت میگی :

 کاش تمام دعاهایش را مستجاب میکردم !

 بنده خوبی بود ... !!!

ای کاش الان بفهمی که دارم واقعا له میشم زیر این همه..........

 

      

پ.ن: حالا با چه انگیزه ای یه مدل دیگه شروع کنم ؟؟!!

 


 



تاريخ : ۱٦ امرداد ۱۳٩۱ | ٥:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : parisa | نظرات ()
  • اخبار وب | تیم بلاگ