وقت های زیادی بوده که فکر کرده ام استعداد نوشتن دارم. منظورم از نوشتن اصلا نویسنده شدن نیست که با نهایت تاسف کار من نیست. منظورم فقط نوشتن از چیزهایی ست که خودم با تمام وجودم احساسشان می کنم... منظورم پیدا کردن کلمه های مناسب و نزدیک است...  یک جاهایی درزندگی کسی هست که بعد از خواندن نوشته ای به خودش می گوید : هه! چه بی استعدادی تو دختر! چه بی کلمه ای! چه ترسویی حتی!چه!چه!چه!....  حسادت کردم چرا من نویسنده آ ن نوشته ای نیستم که این همه با جزئیاتش به من شبیه است... این همه سالی که نوشته ام این نشده. یقین دارم هزار سال دیگر هم می نوشتم و تمرین می کردم این نمی شد. این نوشته ی آرام ِ بی هیاهو ِ گزارش وار که پشت ِ این لحن ِ آرامش گونه جیغ دارد... داد نه... فریاد نه... جیغ با تاکید روی صدای گوش خراش ج و غ848220_girl_hysteric.gif



ادامه مطلب
تاريخ : ۱٠ فروردین ۱۳٩٢ | ۸:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : parisa | نظرات ()

هر چه بیشتر در مسیر بهبودی پیشرفت می کنم بیشتر متوجه میشم آنچه  که در گذشته پشت سر گذاشتم بیهوده نبوده . خدا همیشه در کنارم بوده و مسائلی داشتم که من رو به کودا رسوند وتغییراتی که در کودا تجربه می کنم چیزهایییست که یک عمر آرزوی آن را داشتم

وخدا رو بیشتر درونم حس میکنم وبیشتر متوجه میشم که خدا خوب هدایت گریست وهرچه بیشتر حال خوب رو تجربه می کنم وآسیبهایی که حال خوب رو از بین میبرن بیشتر میشناسم به بهبودی وحال خوب جاافتاده تری می رسم وحال خوب پایدارتر و عمیق تری رو تجربه میکنم وهرچه حال خوب رو بیشتر تجربه می کنم خدارو دوست تر می دارم وبه پیشرفت وحفظ بهبودی امیدوارتر میشم .

خدایا به خاطر همه چیز شکرگزارم.



تاريخ : ۳ فروردین ۱۳٩٢ | ٢:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : parisa | نظرات ()
  • اخبار وب | تیم بلاگ